فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ

آیا پنداشته‌اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و این‌که به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟

مسئله‌ی وجود بی‌تردید اساسی‌ترین و بنیادی‌ترین موضوع در هر ایدئولوژی است. پاسخی که به این مسئله می‌دهیم، در واقع نقشه‌ی راه ما را برای دو موضوع دیگر، یعنی انسان و تاریخ، تعیین می‌کند. این همان مسئله‌ی «بودن یا نبودن» است که بزرگ‌ترین اندیشمندان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. زیرا اگر «بودن» را بپذیریم، به این معناست که هستی دارای هدف است؛ در این صورت هر یک از اعمال ما می‌تواند در راستای آن هدف معنا پیدا کند. در غیر این صورت، دست‌کم با انبوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ روبه‌رو خواهیم بود.