بقایای دیکتاتوری سلطنتی در پی تطهیر یکی از مخوف‌ترین سازمانهای امنیتی تاریخ مدرن ایران هستند
 استرون استیونسون

اینترنشنال پالیسی دایجست-۱۸ می ۲۰۲۵

نمایش نشان ساواک در آلمان صرفاً یک نوستالوژی نیست بلکه نشان‌دهنده تمایل به احیای یکی از مخوف‌ترین ابزارهای سرکوب در تاریخ مدرن ایران و جهان است  

نمایش اخیر در رگنسبورگ آلمان، جایی که افراد رضا پهلوی با بنرها و تی‌شرتهایی با نشان ساواک راهپیمایی کردند، باید هر کسی را که برای دموکراسی، حقوق‌بشر و حافظه تاریخی ارزش قائل است، نگران کند. نمایش نشان پلیس مخفی شاه صرفاً یک نوستالژی نیست. این نشان، به طرز نگران‌کننده‌تری، نشان‌دهنده تمایل به احیای یکی از مخوف‌ترین ابزارهای سرکوب در تاریخ مدرن ایران  و در واقع جهان  است.

برای میلیون‌ها ایرانی، ساواک مترادف با ترور بود. این سازمان که در سال ۱۹۵۷ تحت حکومت محمدرضا پهلوی تأسیس شد، به ستون فقرات حکومت استبدادی سلطنت تبدیل شد. قربانیان آن از طیف‌های سیاسی مختلف بودند: لیبرال‌ها، چپ‌گرایان، ملی‌گرایان، مخالفان مذهبی، روشنفکران، دانشجویان و اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران.

عفو بین‌الملل و مورخان متعددی، وحشیگری بازجویی‌های ساواک را مستند کرده‌اند و جزئیات شوک‌های الکتریکی، شلاق‌های کابلی، کشیدن ناخن، ضرب و شتم وحشیانه، اعدام‌های ساختگی و شکنجه‌های روانی مداوم را شرح داده‌اند. زندانیان توصیف کرده‌اند که روی صفحات فلزی سوخته شده و در معرض دستگاههایی قرار گرفته‌اند که برای به حداکثر رساندن درد و تحقیر طراحی شده‌اند. یکی از تاریک‌ترین وقایع در فروردین ۱۳۵۴ رخ داد، زمانی که زندانیان سیاسی پس از بیرون آوردن از سلول‌هایشان با دست‌بند و چشم‌بند در نزدیکی زندان اوین اعدام شدند.

 تطهیر ساواک و ارتباط نگران‌کننده با عناصر سپاه پاسداران
استرون استیونسون ضمن اشاره به تلاش‌های بقایای دیکتاتوری سلطنتی برای تطهیر ساواک منفور شاه می‌افزاید: در جریان اعتراضات، بقایای سلطنت تصاویری از پرویز ثابتی، یکی از بدنام‌ترین چهره‌های عمومی ساواک، را به نمایش گذاشته‌اند. ثابتی در سال‌های پایانی رژیم پهلوی قدرت عظیمی داشت و بر عملیات امنیتی داخلی نظارت می‌کرد. زندانیان سابق و مورخان همواره نام او را با شکنجه سیستماتیک و سرکوب سیاسی مرتبط دانسته‌اند.

اظهارات علنی رضا پهلوی نیز به همان اندازه نگران‌کننده است. او به جای مواجهه مستقیم با سوءاستفاده‌های رژیم پدرش، اغلب به آن افتخار می‌کند. در مصاحبه‌ها، او سؤالات مربوط به سرکوب را به‌عنوان تمرکز بر گذشته رد کرده است. نگران‌کننده‌تر از آن، او اذعان کرده است که با فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در ارتباط است و استدلال می‌کند که همکاری آنها برای ایجاد ثبات در ایران در سناریوی پس از رژیم آخوندی ضروری خواهد بود.

این یک سؤال اساسی را مطرح می‌کند: چه نوع آینده‌ای پیش‌بینی می‌شود؟ اگر همین منطق امنیتی ادامه یابد چه از طریق ساختارهای سلطنت گذشته و چه از طریق اتحاد با عناصر سپاه پاسداران  به جای یک تحول دموکراتیک، دو گزینه اقتدارگرای رقیب باقی می‌ماند. اما پاسخ واقعی برای آینده، جمهوری دموکراتیک، کثرت‌گرایی و احترام به حقوق‌بشر است. شبکه‌های پلیس مخفی، اجبار نظامی و قدرت موروثی دقیقاً در جهت مخالف قرار دارند.

تاریخ مدرن ایران چرخه‌ای شوم را آشکار می‌کند. سرکوب شاه به هموار کردن راه برای ظهور خمینی کمک کرد. وحشیگری رژیم آخوندی نوستالژی سلطنت گذشته را دامن می‌زند. اما هیچ جامعه‌یی که به‌دنبال آزادی است، نمی‌تواند شکنجه‌گران خود را رمانتیک جلوه دهد. در آلمان هر گونه تلاشی برای احیای گشتاپو یا نمایش نشانه های آن، خشم گسترده‌یی را برمی‌انگیزد، زیرا این نمادها از ترس، ظلم و وحشت دولتی جدایی‌ناپذیرند. ایران نه به یک دیکتاتوری بازیافتی نیاز دارد و نه به استبداد مذهبی. ایران به چیزی بسیار بسیار ضروری‌تر نیاز دارد: یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر پاسخگویی، حقوق‌بشر، کثرت‌گرایی سیاسی و حاکمیت قانون.