«این شبکه واقعاً مثل یک قطب‌نماست. توی دنیای پر از فریب و نیرنگ به ما مسیر درست رو یاد می‌ده و نمی‌ذاره سردرگم بشیم».

این صدای شیرزنی از لرستان و فرازی درخشان در دومین روز گلریزان همیاری است.

فرازی که نقش استراتژیک این رسانه انقلابی را در آشفته‌بازار بوق‌های استعماری و جریان‌های دست‌ساز به زیباترین شکل ترسیم می‌کند. در روزگاری که دیکتاتوری آخوندی با تمام قوا می‌کوشد فضای یأس و ترس و تردید را تزریق کند، هر تماس از داخل کشور، بیانگر یک انتخاب و اراده‌ای سرکش از جنس آمادگی و قیام است.

این حقیقت در پیام تکان‌دهنده هم‌وطن دلاور دیگری از بلوچستان، سرزمین جمعه‌های خونین طنین‌انداز شد. او با اشاره به فقر و محرومیت شدید مردم بلوچستان گفت: «جیب‌ها خالیه و سفره‌ها کوچیکه؛ اما سهم کوچک خودم به اندازه یک وعده غذای خانواده‌ام را با افتخار تقدیم می‌کنم».

در این میان، دانش‌آموزی گفت: «پولی برای اهدای مالی ندارد اما قلبش به اندازه یک دنیا عشق دارد». او که خود آموزگار نسل قیام است افزود: «اگر شما نبودید آخوندها همه بچه‌ها را می‌کشتند و صدایشان به جایی نمی‌رسید؛ نگذارید این تنها امید خاموش بشه چون ظلم موندنی نیست».

در امتداد این همایش ملی، یک مهندس فداکار که از فقر و گرانی به‌ستوه آمده، کل حقوق ماهیانه خود را هدیه کرد تا ثابت کند اراده ملت برای رهایی، تمام دیوارهای ترس و تردید را فروریخته است.

هم‌زمان با تماس‌ها و توضیحات مهمان برنامه، پیام‌های پرصلابت کانون‌های دلاور شورشی، شور و صفای دیگری به این رزم مشترک می‌بخشد.

هم‌وطنی از سنندج با اعلام حمایت قاطع از برنامه ۱۰ ماده‌ای خانم مریم رجوی گفت: «تا آخرین مسیر هر کاری از دستم برآید انجام می‌دهم؛ مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر».

یک رزمنده شورشی از اصفهان با تجدید عهد انقلابی اعلام کرد: «در کنار زندانیان سیاسی می‌ایستیم و تعهد می‌دهیم پرچم مجاهدان سربه‌دار و فرمانده وحید را به دوش بکشیم». دیگری گفت: «گرچه جیبمون خالیه اما دلمون پر از انگیزه و نبرده؛ این کمبود را با ایمان آتش‌آفرین تو میدان جبران می‌کنم».

آری! سکه‌های ایثار کانون‌های شورش و قیام و اندک دسترنج کارگران و پس‌انداز جوانان و حتی خردسالانی که با عشق به آزادی روانه این صندوق شد، تکیه‌گاه مادی رسانه‌‌ای مستقل و مردمی است که بر ویرانه‌های دجالیت دینی، بذر آگاهی و شورش می‌پاشد.

این سیل خروشان از حمایت و فداکاری، به‌مثابه انبار باروتی در دستان کانون‌های شورشی است که در تلاقی با خشم متراکم جامعه، فرجام این رژیم غارتگر را در کف خیابان‌های سراسر ایران با آتش و قیام رقم خواهد زد.