پدیده اعدام در ایران، یک ابزار سیستماتیک قضایی برای برقراری نظم مدنی نیست، بلکه استراتژی هدایتشده سیاسی است که هدف آن خاموش کردن فریادهای اعتراض و پیشگیری از انفجار خشم عمومی است. تحولات اخیر، بهویژه صدور احکام اعدام برای زندانیان سیاسی در خوزستان و هدف قرار دادن قهرمانان ورزشی، گواه روشنی بر این مدعاست که فاشیسم دینی از پوشش بحرانهای منطقهیی و جنگ، بهعنوان چتری برای پیشبرد پروژههای سرکوبگرانه خود در داخل کشور استفاده میکند تا هر گونه جرقه قیام احتمالی را در نطفه خفه کند.
فراخوان فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی اهواز
گزارشهای ناگوار از زندان شیبان اهواز، حاکی از احتمال اجرای حکم اعدام پنج زندانی سیاسی به نامهای مسعود جامعی، علیرضا مرداسی، فرشاد اعتمادیفر، رضا عبدالی و حسن مصلاوی است. این چهار تن به اتهام وابستگی و هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران، از سوی دادگاههای انقلاب به مرگ محکوم شدهاند و احکام آنان در دیوان عالی رژیم نیز به تأیید رسیده است.
محکومیت این افراد تحت عناوینی چون «محاربه»، «اجتماع و تبانی ضدامنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام»، نمونهیی بارز از بیدادگاههایی است که کمترین الزامات دادرسی عادلانه در آنها رعایت نمیشود.
شرایط نگهداری این زندانیان در زندان شیبان اهواز، خود مصداق بارز شکنجه تدریجی است. این بازداشتگاه بهعنوان یکی از متراکمترین، محرومترین و غیراستانداردترین زندانهای کشور شناخته میشود که در آن زندانیان از کیفیت بد آب، کمبود شدید منابع حیاتی و نبود امکانات اولیه بهداشتی در رنج هستند. تراکم جمعیت چند برابر ظرفیت، بحرانهای انسانی شدیدی را در این مرکز ایجاد کرده است.
در واکنش به این وضعیت بحرانی و خطرات جانی موجود، خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده مقاومت، ضمن هشدار به جامعه جهانی، خواستار مداخله فوری ارگانهای مدافع حقوقبشر شد.
مریم رجوی در موضعگیری صریح خود در قبال این توطئه خونین تأکید کرد:
«نظام منحوس ولایت فقیه با این اعدامهای جنایتکارانه و ایجاد فضای رعب و وحشت، مذبوحانه تلاش میکند از انفجار خشم خلق و بالاگرفتن قیام جلوگیری کند».
بیانیه مشترک قهرمانان ورزشی
موج اعدامها تنها به سلولهای تاریک اهواز محدود نمیشود، بلکه دامنه آن بهطور فزایندهیی جامعه ورزشی ایران را نیز هدف قرار داده است. دیکتاتوری دینی حاکم بر ایران از دیرباز سابقهای تلخ و تاریک در اعدام ورزشکاران محبوب بهدلیل باورهای سیاسیشان دارد؛ از حبیب خبیری، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران در دهه شصت تا فروزان عبدی، عضو تیم ملی والیبال زنان ایران که در قتلعام سال ۱۳۶۷ جان باخت، و نوید افکاری قهرمان کشتی که در سال ۲۰۲۰ اعدام شد. امروز نیز محمدجواد وفایی ثانی، قهرمان و مربی بوکس ۳۱ ساله، در صف اعدام قرار دارد. در واکنش به این موج وحشت، شماری از ورزشکاران جهان و قهرمانان ورزش ایران در بیانیهیی مشترک، ضمن محکومیت این اقدامات، ماهیت هراس رژیم را افشا کردند.
ورزشکاران امضاکننده این بیانیه با اشاره به اعدام جوانانی همچون صالح محمدی (قهرمان ۱۹ ساله کشتی) و ساسان آزادوار جونقانی (قهرمان ۲۱ ساله کاراته) که در جریان قیامهای اخیر بازداشت شده بودند، تصریح کردند که بخش عظیمی از این قربانیان بهدلیل ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران، بهعنوان اصلیترین جنبش سازمانیافته اپوزیسیون، هدف کینهتوزی قرار گرفتهاند و شمار بیشتری از آنان هماکنون در صف اعدام قرار دارند.
مسئولیت بینالمللی و ضرورت اقدام فوری
اشتراک ساختاری میان فراخوان مریم رجوی و بیانیه مشترک ورزشکاران جهان، در فهم دقیق آنها از چرایی تشدید اعدامها نهفته است. هر دو موضعگیری بر این حقیقت استوارند که رژیم تهران بهدلیل واهمه شدید از پتانسیل انفجاری جامعه و وقوع قیامهای تودهای، طنابهای دار را در سراسر کشور برپا کرده است. استفاده از «پوشش جنگ» و بحرانهای منطقهای، تاکتیکی انحرافی برای منحرف کردن انظار بینالمللی از فجایع درونمرزی است.
جامعه بینالمللی، سازمان ملل متحد و فدراسیونهای ورزشی جهانی در برابر این حجم از قساوت مسئولیت اخلاقی و حقوقی دارند. همانطور که بیانیه ورزشکاران تأکید میکند، جهان نباید در حالی که رژیم ایران قهرمانان این کشور را خاموش میکند، نظارهگر بماند. راهپیمایی و گردهمایی افکار عمومی در ۲۰ ژوئن (۳۰خرداد ۱۴۰۵) در پاریس، گامی کلیدی برای رساندن صدای مظلومیت این زندانیان و ورزشکاران دربند به گوش جهانیان و اعلام حمایت از یک جمهوری دموکراتیک در ایران است.
انفعال در برابر رژیمی که معلمان، کارمندان و قهرمانان ملی خود را به چوبه دار میسپارد، تنها به جریتر شدن آن در نقض حقوق بنیادین بشر خواهد شد؛ از این رو، لغو فوری احکام اعدام زندانیان اهواز و نجات جان سایر آزادیخواهان، نیازمند یک اقدام قاطع، هماهنگ و اضطراری بینالمللی است.