علی خامنه‌ای، دومین ولی‌فقیه نظام ولایت فقیه، از یک طلبه‌ٔ ساده در مشهد به دیکتاتور مطلق ولایت فقیه تبدیل شد و قریب ۳۷ سال (خرداد ۱۳۶۸ تا اسفند ۱۴۰۴) ایران را به صحنه‌ٔ بزرگ‌ترین جنایت‌های سازمان‌یافته علیه بشریت تبدیل کرد.

او که بر بستر یک ایدئولوژی بنیادگرا و هم‌سویی با خمینی قدرت گرفت، پس از انقلاب ضدسلطنتی در مناصب کلیدی مانند سرپرستی سپاه، ریاست‌جمهوری و سپس ولایت فقیه، نقش مستقیم در سرکوب، غارت و کشتار داشت.

پس از انقلاب، او با ورود به شورای انقلاب و تکیه بر مناصبی چون سرپرستی سپاه پاسداران (۱۳۵۸)، ریاست‌جمهوری (۱۳۶۰-۱۳۶۸) و ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی، جایگاه خود را در ساختار جدید تثبیت کرد. در نهایت، در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ پس از مرگ خمینی و با مهندسی هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان، علی‌رغم مخالفت‌های جدی مراجع (مانند آقای منتظری مبنی بر عدم صلاحیت فقهی)، به‌عنوان دومین ولی‌فقیه ایران منصوب شد.

ساختار قدرت مطلقه و اختیارات فراقانونی
خامنه‌ای با تکیه بر اصل ۱۱۰ قانون اساسی و بسط اختیارات خود، کنترل مطلقی بر تمام ارکان کشور یافت و ساختاری سرکوبگر و غیرپاسخگو ایجاد کرد. این اقتدار ملوک‌الطوایفی از طریق ابزارهای زیر اعمال می‌شد:

انتصاب فقهای شورای نگهبان جهت فیلتر و تعیین صلاحیت نامزدها در تمامی انتخابات‌ها
ایجاد نهادی عظیم با صدها کارمند امنیتی، اطلاعاتی و اقتصادی مجزا از دولت رسمی
گماشتن نمایندگان ولی‌فقیه در تمامی سازمان‌ها، دانشگاه‌ها و ارتش، در کنار تشکیل سازمان اطلاعات سپاه و اطلاعات بیت رهبری.
انتصاب مستقیم رؤسای قوه قضاییه برای صدور احکام اعدام، شکنجه سیستماتیک و سرکوب معترضان.
امپراتوری مالی و غارت سازمان‌یافته ثروت ملی
یکی از ابعاد کلیدی حکومت او، تبدیل جایگاه ولی‌فقیه به یک کارتل اقتصادی عظیم، معاف از مالیات و دور از هر گونه نظارت مجلس و دیوان محاسبات بود. قانون مصونیت مالی بیت رهبری در سال ۱۳۸۷ این غارت را قانونی کرد. مهم‌ترین ارکان این امپراتوری مالی عبارتند از:

ستاد اجرایی فرمان امام: دارایی معادل ۹۵ میلیارد دلار (طبق گزارش ۲۰۱۳ رویترز)؛ پنهان‌سازی ثروت از طریق صدها شرکت صوری
آستان قدس رضوی: دومین بنیاد مالی کشور؛ مالک یک‌سوم زمین‌های مشهد و معادل ۷.۱٪ تولید ناخالص داخلی (حدود ۱۸۸ میلیارد دلار)
بنیاد مستضعفان: تصاحب اموال مصادره‌شده خاندان پهلوی، شامل ده‌ها شرکت بزرگ تجاری، بیمه، نفت و گاز
علاوه بر این، مصادره سیستماتیک املاک مخالفان سیاسی و اقلیت‌های مذهبی (به‌ویژه بهائیان بر اساس فتوای نجاست خامنه‌ای)، ثروت خانوادگی فرزندان او (مجتبی، مسعود، میثم و دخترانش) را به میلیاردها دلار رساند. مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان قدرتمندترین فرد خانواده و رئیس دوفاکتوی بیت رهبری، ثروتی نزدیک به ۳ میلیارد دلار در بانک‌های خارجی (امارات، سوریه، ونزوئلا) انباشت.

کارنامه سرکوب، ترور و نقض حقوق‌بشر
کارنامه امنیتی خامنه‌ای با خونبارترین فجایع تاریخ معاصر ایران گره خورده است:

قتل‌عام ۱۳۶۷: دفاع علنی و قاطع در مقام رئیس‌جمهور از اعدام دسته‌جمعی بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی
قتل‌های زنجیره‌‌ای و ترورهای برون‌مرزی: هدایت ترور روشنفکران و مخالفان در دهه ۷۰ از طریق کمیته ویژه بیت رهبری؛ و محکومیت رسمی او در دادگاه میکونوس آلمان (۱۹۹۷) به‌عنوان آمر اصلی ترورهای بین‌المللی
سرکوب جنبش‌های مردمی: صدور دستور سرکوب خونین در قیام‌های ۱۳۸۸ (کشتار خیابانی و فاجعه کهریزک)، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ (آبان خونین با بیش از ۱۵۰۰ کشته) و ۱۴۰۱ (پس از کشته شدن مهسا امینی با ۵۰۰ کشته و کور کردن معترضان).
برنامه هسته‌‌ای و موشکی: اصرار بر توسعه این برنامه‌ها به‌عنوان اهرم تهدید جهانی که نتیجه‌ای جز تحریم‌های کمرشکن و فقر گسترده برای مردم نداشت.
قیام دی‌ماه ۱۴۰۴ و فرجام رژیم
نقطه پایانی و نهایی جنایات او در قیام سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ رقم خورد. خامنه‌ای با دستور مستقیم «شلیک برای کشتن» به شورای عالی امنیت ملی، باعث کشتار هزاران نفر طی ۲ روز (۱۸ و ۱۹ دی) شد. در نهایت، مرگ او در ۹ اسفند ۱۴۰۴ در پی حمله مشترک آمریکا و اسراییل، خلأ قدرت عظیمی ایجاد کرد و با ارسال پیام‌های هراسان سران نظام (پزشکیان، اژه‌ای، قالیباف)، بحران فروپاشی ساختار ولایت فقیه را علنی ساخت.

کارنامه‌ٔ ۳۷ سال حکمرانی سیاه خامنه‌ای نشان می‌دهد او معمار سیستماتیک سرکوب، غارت نجومی و جنایت علیه بشریت بود. مرگ و چال‌شدن جنازه‌ٔ او، پایان یک عصر سیاه و فرصتی تاریخی برای شکل‌گیری ایرانی آزاد و دموکراتیک است.